پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵

باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من

باز کمر بست سخت یار به استیز من

مطبخ دل را نگار باز قباله گرفت

می‌شکند دیگ من کاسه و کفلیز من

خانه خرابی گرفت ز آنک قنق زفت بود

هیچ نگنجد فلک در در و دهلیز من

راه قنق را گرفت غیرت و گفتش مرو

جمله افق را گرفت ابر شکرریز من

سر کن ای بوالفضول ای ز کشاکش ملول

جاذبه خیزان او منگر در خیز من

منت او را که او منت و شکر آفرید

کز کف کفران گذشت مرکب شبدیز من

رست رخم از عبس کاسه ز ننگ عدس

آخر کاری بکرد اشک غم آمیز من

اصل همه باغ‌ها جان همه لاغ‌ها

چیست اگر زیرکی لاغ دلاویز من

ای خضر راستین گوهر دریاست این

از تو در این آستین همچو فراویز من

چونک مرا یار خواند دست سوی من فشاند

تیز فرس پیش راند خاطر سرتیز من

چند نهان می‌کنم شمس حق مغتنم

خواجگیی می‌کند خواجه تبریز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸باز شکستند خلق سلسله یا مسلمین
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۰یا تو ترش کرده رو! مایه ده شکّران
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۱هر چه کنی تو کرده من دان
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۲جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۳دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.