پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۰

گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن

گفتی خوشی تو بی‌ما زین طعنه‌ها گذر کن

گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت

کس بی‌تو خوش نباشد رو قصه دگر کن

گفتی ملول گشتم از عشق چند گویی

آن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر کن

در آتشم در آبم چون محرمی‌نیابم

کنجی روم که یا رب این تیغ را سپر کن

گستاخمان تو کردی گفتی تو روز اول

حاجت بخواه از ما وز درد ما خبر کن

گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران

بگشا دو لب جهان را پردر و پرگهر کن

گفتی کمر به خدمت بربند تو به حرمت

بگشا دو دست رحمت بر گرد من کمر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳۲من از کی باک دارم خاصه که یار با من
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳۳جانا نخست ما را مرد مدام گردان
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳۴ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳۵آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳۶امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردن
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳۷چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳۸از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۳۹رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.