پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۲

من از کی باک دارم خاصه که یار با من

از سوزنی چه ترسم و آن ذوالفقار با من

کی خشک لب بمانم کان جو مراست جویان

کی غم خورد دل من و آن غمگسار با من

تلخی چرا کشم من من غرق قند و حلوا

در من کجا رسد دی و آن نوبهار با من

از تب چرا خروشم عیسی طبیب هوشم

وز سگ چرا هراسم میر شکار با من

در بزم چون نیایم ساقیم می‌کشاند

چون شهرها نگیرم و آن شهریار با من

در خم خسروانی می بهر ماست جوشان

این جا چه کار دارد رنج خمار با من

با چرخ اگر ستیزم ور بشکنم بریزم

عذرم چه حاجت آید و آن خوش عذار با من

من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت

اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من

ای ناطقه معربد از گفت سیر گشتم

خاموش کن وگر نی صحبت مدار با من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳۴ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳۵آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳۶امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳۷چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳۸از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳۹رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۱پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.