پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۵

آن خوب را طلب کن اندر میان حوران

مشنو کسی که گوید آن فتنه را مشوران

در دل چو نقش بندد جان از طرب بخندد

صد گون شکر بجوشد از تلخی صبوران

از پرتوی که افتد در چشم‌ها ز رویش

خارش چه افتد از وی در چشم‌های کوران

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳۷چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳۸از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳۹رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴۱پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴۲ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴۳دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۴جانا بیار باده و بختم بلند کن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.