پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۶

سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن

آستین را می فشاند در اشارت سوی من

همچو چشم کشتگان چشمان من حیران او

وز شراب عشق او این جان من بی‌خویشتن

زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقام

در صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن

مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویش

تا قفس را بشکند اندر هوای آن شکن

از فلک آمد همایی بر سر من سایه کرد

من فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن

در سخن آمد همای و گفت بی‌روزی کسی

کز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن

گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوست

من جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن

آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگرید

از من او دیوانه تر شد در جمالش مفتتن

میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مست

از خداوند شمس دین آن شاه تبریز و زمن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵۹روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶۰آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶۱نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶۲یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶۳پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶۴شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶۵در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.