پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۲

یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من

بر کنار چشمه خفته در میان نسترن

حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او

از یکی سو لاله زار و از یکی سو یاسمن

باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او

بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن

مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار

چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن

ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش

صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶۴شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶۵در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶۶جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶۹از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۰مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۱از دخول هر غری افسرده‌ای در کار من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.