پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳۲

مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن

کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان

خوی شده‌ست گوش را گوش ترانه نوش را

کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان

فرع سماع آسمان هست سماع این زمین

و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان

نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر

چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان

بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم

می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان

مستمع الست شد پای دوان و مست شد

نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۳۴عید نمای عید را ای تو هلال عید من
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳۵گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳۶باز بهار می کشد زندگی از بهار من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۳۷یا رب من بدانمی‌چیست مراد یار من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۳۸چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳۹واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرین
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴۰مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴۱تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.