پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۳

کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من

شکر خدا را که خرم برد صداع از سر من

گاو اگر نیز رود تا برود غم نخورم

نیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر من

گاو و خری گر برود باد ابد در دو جهان

دلبر من دلبر من دلبر من دلبر من

حلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زر

حیف نگر حیف نگر وازر من وازر من

سر کشد و ره نرود ناز کند جو نخورد

جز تل سرگین نبود خدمت او بر در من

گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین

زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من

رفتم بازار خران این سو و آن سو نگران

از خر و از بنده خر سیر شد این منظر من

گفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخر

گفتم خاموش که خر بود به ره لنگر من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۶آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۷قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۸قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۹کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۰هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۱آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.