پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲۰

هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین

صبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکین

ما دو سه کس نو مرده منتظر آن پرده

زنده شویم از تلقین بازرهیم از تکفین

هی به سلف نفخی کن پیشتر از یوم الدین

تا شنود چرخ فلک از حشر تو تحسین

هی به زبان ما گو رمز مگو پیدا گو

چند خوری خون به ستم ای همه خویت خونین

چند گزی بر جگرش چند کنی قصد سرش

چند دهی بد خبرش کار چنین است و چنین

چند کنی تلخ لبش چند کنی تیره شبش

ای لب تو همچو شکر ای شب تو خلد برین

هیچ عسل زهر دهد یا ز شکر سرکه جهد

مغلطه تا چند دهی ای غلط انداز مهین

هر چه کنی آن لب تو باشد غماز شکر

هر حرکت که تو کنی هست در آن لطف دفین

سرو چه ماند به خسی زر به چه ماند به مسی

تو به چه مانی به کسی ای ملک یوم الدین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲۳سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵من طربم طرب منم زهره زند نوای من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۶هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «هم‌چنین»
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۷دوش چه خورده‌ای دلا؟ راست بگو نهان مکن
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۸باز نگار می کشد چون شتران مهار من
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۹گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.