پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۶

آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من

وای از این خاک تنم تیره دل اکدر من

رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من

ساقی مستقبل من کو قدح احمر من

رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر من

شکر که سرگین خری دور شده‌ست از در من

مرگ خران سخت بود در حق من بخت بود

زانک چو خر دور شود باشد عیسی بر من

از پی غربیل علف چند شدم مات و تلف

چند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر من

آنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکند

رفت ز درد و غم او حق خدا اکثر من

تلخی من خامی من خواری و بدنامی من

خون دل آشامی من خاک از او بر سر من

شارِقِ من فارقِ من از نظرِ خالقِ من

شمع کُشی دیده کَنی در نظر و منظر من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۸قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۹کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۰هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۱آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۳سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵من طربم طرب منم زهره زند نوای من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.