پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۸

قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من

وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من

واله و مجنون دل من خانه پرخون دل من

بهر تماشا چه شود رنجه شوی تا دل من

خورده شکرها دل من بسته کمرها دل من

وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من

مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من

خواجه و بنده دل من از تو چو دریا دل من

ای شده استاد امین جز که در آتش منشین

گرچه چنین است و چنین هیچ میاسا دل من

سوی صلاح دل و دین آمده جبریل امین

در طلب نعمت جان بهر تقاضا دل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲۰هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲۱آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۳سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵من طربم طرب منم زهره زند نوای من
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۶هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «هم‌چنین»
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۷دوش چه خورده‌ای دلا؟ راست بگو نهان مکن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.