پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱

خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن

ای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکن

تو روز پرنور و لهب ما در پی تو همچو شب

هر جا که منزل می کنی آییم آن جا نی مکن

ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حلل

بی تو بماند از عمل در زخم سرما نی مکن

ای آفتابت دایه‌ای ما در پیت چون سایه‌ای

ای دایه بی‌الطاف تو ماندیم تنها نی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۶آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۷قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۸قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۹کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۰هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.