پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۹

پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم

بیشتر آ گوهرا تا همه دریا رویم

دست به هم وادهیم حلقه صفت جوق جوق

جمع معلق زنان مست به دریا دویم

بر لب دریای عشق تازه بروییم باز

های که چون گلستان تا به ابد ما نویم

وز جگر گلستان شعله دیگر زنیم

چون ز رخ آتشین مایه صد پرتویم

جوهر ما رو نمود لیک از آن سوی بحر

آه که تو زین سوی آه که ما زان سویم

شاه سوارا به سر تاج بجنبان چنین

تاج تو را گوهریم اسپ تو را ما جویم

بر سر دارش کنیم هر کی بگوید یکیم

آتش اندرزنیم هر کی بگوید دویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۳نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۴همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۵نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۶بیار باده که دیر است در خمار توام
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۷به غم فرونروم باز سوی یار روم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۸مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.