پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۳

روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم

عاشقی بس پخته‌ام این ننگ را بر خود نهم

ننگ عاشق ننگ دارد از همه فخر جهان

ننگ را من بر سر آن عشرت بی‌حد نهم

علم چون چادر گشاید در برم گیرد به لطف

حرف‌های علم را بر گردن ابجد نهم

تاج زرین چون نهد از عاشقی بر فرق من

تخت خود را من برآرم بر سر فرقد نهم

چون در آب زندگانی صورتم پنهان شود

صورت خود را به پیش صورت احمد نهم

نام شمس الدین تبریزی چو بنویسم بدانک

شکر دلخواه را در اشکم کاغذ نهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۵سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۹۶چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹۷این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲می بسازد جان و دل را بس عجایب دان صیام
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.