پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۶

چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم

یار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیم

جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستند

ما خیال یار خود را پیش خود بنشاندیم

ساعتی از جوی مهرش آب بر دل می زدیم

ساعتی زیر درختش میوه می افشاندیم

ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثار

ساعتی از شکر او ما مگس می راندیم

چون خیال او درآمد بر درش دربان شدیم

چون خیال او برون شد ما در این درماندیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲می بسازد جان و دل را بس عجایب دان صیام
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۴بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.