پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۹

تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم

سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم

ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم

وز چرخ کله زرین در ننگم و در عارم

گر خویش منی یارا می بین که چه بی‌خویشم

ز اسرار چه می پرسی چون شهره و اظهارم

جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد

من زاده آن شیرم دلجویم و خون خوارم

رنجورم و می دانی هم فاتحه می خوانی

ای دوست نمی‌بینی کز فاتحه بیمارم

حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد

وز تندی اسرارم حلاج زند دارم

اقرار مکن خواجه من با تو نمی‌گویم

من مرده نمی‌شویم من خاره نمی‌خارم

ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی

ز اقرار چو تو کوری بیزارم و بیزارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۱پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.