پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷۹

آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم

در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم

سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم

بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم

آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم

برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم

گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی

گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم

هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو

چندین ره از اشتاب تو بی‌کفش و دستار آمدم

فرخنده نامی ای پسر گرچه که خامی ای پسر

تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم

خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش

گل‌ها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم

گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج

هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۱هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۳تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۴عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸۵بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شوم
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷هین، خیره خیره می‌نگر اندر رخ صفراییم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.