پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۶

برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

نپرسید او مرا بنشست خاموش

نظر کردم بر او یعنی که واپرس

که بی‌روی چو ماهم چون بدی دوش

نظر اندر زمین می‌کرد یارم

که یعنی چون زمین شو پست و بی‌هوش

ببوسیدم زمین را سجده کردم

که یعنی چون زمینم مست و مدهوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸امروز خوش است دل که تو دوش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ای خواجه تو عاقلانه می‌باش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰آن مطرب ما خوشست و چنگش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ما نعره به شب زنیم و خاموش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲گر لاش نمود راه قلاش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.