پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۲

هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش

با زهره درآ گویان در حلقه مستانش

هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم

وان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش

می‌گو سخنش بسته در گوش دل آهسته

تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش

یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه

آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش

آن جا که عنایت‌ها بخشید ولایت‌ها

آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود دانش

آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد

بی‌دست برد چوگان هر گوی ز میدانش

شمس الحق تبریزی کو هر دل بی‌دل را

می‌آرد و می‌آرد تا حضرت سلطانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۴قضا آمد شنو طبل نفیرش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵نگاری را که می‌جویم به جانش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۶برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸امروز خوش است دل که تو دوش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ای خواجه تو عاقلانه می‌باش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰آن مطرب ما خوشست و چنگش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ما نعره به شب زنیم و خاموش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.