پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۸

ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبش

ما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش

عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر ما

دست بنه بر سر ما دست مکش دست مکش

ای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهی

گر سه عدد بر سه نهی گردد شش گردد شش

شش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ تو

هفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۱اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷رویش خوش و مویش خوش و‌آن طره جعد‌ینش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.