پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۶

آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش

زین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش

زین باده نخوردست او زان بارد و سردست او

با این همه بدهیدش جامی بپزانیدش

او سرکه چرا آرد غوره ز چه افشارد

زان زهر همی‌بارد تا جمله بدانیدش

آن باده انگوری نفزاید جز کوری

پهلوی چنین باده بالله منشانیدش

باشد بودش سکته در گور نباید کرد

زین آب خضر یک کف در حلق چکانیدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ای یوسفِ مه‌رویان! ای جاه و جمالت خوش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۲هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۳درون ظلمتی می‌جو صفاتش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۴قضا آمد شنو طبل نفیرش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵نگاری را که می‌جویم به جانش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.