پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۴

بیا با تو مرا کارست امروز

مرا سودای گلزارست امروز

بیا دلدار من دلداریی کن

که روز لطف و ایثارست امروز

دل من جامه‌ها را می‌دراند

که روز وصل دلدارست امروز

بخندان جان ما را از جمالی

که بر گلبرگ و گلنارست امروز

چرا جان‌ها بر آن لب مست گشتند

که آن جا نقل بسیارست امروز

نوای طوطیان آفاق پر شد

که شکرها به خروارست امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶چنان مستم چنان مستم من امروز
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷در این سرما سر ما داری امروز
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸الا ای شمع گریان گرم می‌سوز
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹در این سرما سر ما داری امروز
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ای خفته به یاد یار برخیز
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ماییم فداییان جانباز
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲برخیز و صبوح را برانگیز
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۳من از سخنان مهرانگیز
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.