پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۱

نرم نرمک سوی رخسارش نگر

چشم بگشا چشم خمارش نگر

چون بخندد آن عقیق قیمتی

صد هزاران دل گرفتارش نگر

سر برآر از مستی و بیدار شو

کار و بار و بخت بیدارش نگر

اندرآ در باغ بی‌پایان دل

میوه شیرین بسیارش نگر

شاخه‌های سبز رقصانش ببین

لطف آن گل‌های بی‌خارش نگر

چند بینی صورت نقش جهان

بازگرد و سوی اسرارش نگر

حرص بین در طبع حیوان و نبات

بعد از آن سیری و ایثارش نگر

حرص و سیری صنعت عشقست و بس

گر ندیدی عشق را کارش نگر

گر ندیدی عشق رنگ آمیز را

رنگ روی عاشق زارش نگر

با چنین دشوار بازاری که اوست

با زر و بی‌زر خریدارش نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴باز شد در عاشقی بابی دگر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ای خیالت در دل من هر سحور
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶راز را اندر میان نه وامگیر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷در چمن آیید و بربندید دید
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ساقیا باده چون نار بیار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ساقیا باده گلرنگ بیار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰از لب یار شکر را چه خبر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.