پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن

این حدیثش همچو دودست ای اله

دست گیر ار نه گلیمم شد سیاه

من به حجت بر نیایم با بلیس

کوست فتنهٔ هر شریف و هر خسیس

آدمی کو علم الاسما بگست

در تک چون برق این سگ بی تکست

از بهشت انداختش بر روی خاک

چون سمک در شست او شد از سماک

نوحهٔ انا ظلمنا می‌زدی

نیست دستان و فسونش را حدی

اندرون هر حدیث او شرست

صد هزاران سحر در وی مضمرست

مردی مردان ببندد در نفس

در زن و در مرد افروزد هوس

ای بلیس خلق‌سوز فتنه‌جو

بر چیم بیدار کردی راست گو

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس راگفت غیر راستی نرهاندت
  2. بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او راقاضیی بنشاندند و می‌گریست
  3. بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس راتو چرا بیدار کردی مر مرا
  4. بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویهاز بن دندان بگفتش بهر آن
  5. بخش ۷۴ - فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعتآن یکی می‌رفت در مسجد درون
  6. بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود راپس عزازیلش بگفت ای میر راد
  7. بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحب‌خانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرداین بدان ماند که شخصی دزد دید
  8. بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشانیک مثال دیگر اندر کژروی
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.