پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۷۴ - فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت

آن یکی می‌رفت در مسجد درون

مردم از مسجد همی‌آمد برون

گشت پرسان که جماعت را چه بود

که ز مسجد می برون آیند زود

آن یکی گفتش که پیغامبر نماز

با جماعت کرد و فارغ شد ز راز

تو کجا در می‌روی ای مرد خام

چونک پیغامبر بدادست السلام

گفت آه و دود از آن اه شد برون

آه او می‌داد از دل بوی خون

آن یکی گفتا بده آن آه را

وین نماز من تو را بادا عطا

گفت دادم آه و پذرفتم نماز

او ستد آن آه را با صد نیاز

شب بخواب اندر بگفتش هاتفی

که خریدی آب حیوان و شفا

حرمت این اختیار و این دخول

شد نماز جملهٔ خلقان قبول

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحب‌خانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرداین بدان ماند که شخصی دزد دید
  2. بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشانیک مثال دیگر اندر کژروی
  3. بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برندبر رسول حق فسونها خواندند
  4. بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمی‌کندتا یکی یاری ز یاران رسول
  5. بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسیداشتری گم کردی و جُستیش چُست
  6. بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرون‌شو و مخلص یافتنهمچنانک هر کسی در معرفت
  7. بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویستیک نظر قانع مشو زین سقف نور
  8. بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جویندهاشتری گم کرده‌ای ای معتمد
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.