پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را

پس عزازیلش بگفت ای میر راد

مکر خود اندر میان باید نهاد

گر نمازت فوت می‌شد آن زمان

می‌زدی از درد دل آه و فغان

آن تاسف و آن فغان و آن نیاز

درگذشتی از دو صد ذکر و نماز

من تو را بیدار کردم از نهیب

تا نسوزاند چنان آهی حجاب

تا چنان آهی نباشد مر تو را

تا بدان راهی نباشد مر تو را

من حسودم از حسد کردم چنین

من عدوم کار من مکرست و کین

گفت اکنون راست گفتی صادقی

از تو این آید تو این را لایقی

عنکبوتی تو مگس داری شکار

من نیم ای سگ مگس زحمت میار

باز اسپیدم شکارم شه کند

عنکبوتی کی بگرد ما تند

رو مگس می‌گیر تا توانی هلا

سوی دوغی زن مگسها را صلا

ور بخوانی تو به سوی انگبین

هم دروغ و دوغ باشد آن یقین

تو مرا بیدار کردی خواب بود

تو نمودی کشتی آن گرداب بود

تو مرا در خیر زان می‌خواندی

تا مرا از خیر بهتر راندی

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشانیک مثال دیگر اندر کژروی
  2. بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برندبر رسول حق فسونها خواندند
  3. بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمی‌کندتا یکی یاری ز یاران رسول
  4. بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسیداشتری گم کردی و جُستیش چُست
  5. بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرون‌شو و مخلص یافتنهمچنانک هر کسی در معرفت
  6. بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویستیک نظر قانع مشو زین سقف نور
  7. بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جویندهاشتری گم کرده‌ای ای معتمد
  8. بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هستچون پدید آمد که آن مسجد نبود
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.