پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسید

اشتری گم کردی و جُستیش چُست

چون بیابی چون ندانی کان تُست؟

ضاله چه بود ناقهٔ گم کرده‌ای

از کفت بگریخته در پرده‌ای

آمده در بار کردن کاروان

اشتر تو زان میان گشته نهان

می‌دوی این سو و آن سو خشک‌لب

کاروان شد دور و نزدیکست شب

رخت مانده بر زمین در راه خوف

تو پی اشتر دوان گشته به‌طوف

کای مسلمانان که دیده‌ست اشتری

جَسته بیرون بامداد از آخُری

هر که بر گوید نشان از اشترم

مژدگانی می‌دهم چندین درم

باز می‌جویی نشان از هر کسی

ریش‌خندت می‌کند زین هر خسی

که اشتری دیدیم می‌رفت این طرف

اشتری سرخی به سوی آن علف

آن یکی گوید بریده‌گوش بود

وآن دگر گوید جُلش منقوش بود

آن یکی گوید شتر یک‌چشم بود

وآن دگر گوید ز گر بی‌پشم بود

از برای مژدگانی صد نشان

از گزافه هر خسی کرده بیان

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویستیک نظر قانع مشو زین سقف نور
  2. بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جویندهاشتری گم کرده‌ای ای معتمد
  3. بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هستچون پدید آمد که آن مسجد نبود
  4. بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاستچار هندو در یکی مسجد شدند
  5. بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسدآن غزان ترک خون‌ریز آمدند
  6. بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلامهر که زیشان گفت از عیب و گناه
  7. بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او راگفت پیری مر طبیبی را که من
  8. بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه می‌کردکودکی در پیش تابوت پدر
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.