پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

دفتر اول

۱۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش همچو آن خرگوش کو بر شیر زد
  2. بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش در شدن خرگوش بس تأخیر کرد
  3. بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر شیر اندر آتش و در خشم و شور
  4. بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش گفت خرگوش الامان عذریم هست
  5. بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او گفت بسم الله بیا تا او کجاست
  6. بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود چون سلیمان را سراپرده زدند
  7. بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد زاغ چون بشنود آمد از حسد
  8. بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را گفت ای شه بر من عور گدای
  9. بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل بوالبشر کو علَّم الاَسْما بگَست
  10. بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید چونک نزد چاه آمد شیر دید
  11. بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش شیر گفتش تو ز اسباب مرض
  12. بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را چونک شیر اندر بَر خویشش کشید
  13. بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد چونک خرگوش از رهایی شاد گشت
  14. بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را جمع گشتند آن زمان جمله وحوش
  15. بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید هین به مُلکِ نوبتی شادی مکن
  16. بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر ای شهان کُشتیم ما خصم برون
  17. بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنه تا عمر آمد ز قیصر یک رسول
  18. بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درخت آمد او آنجا و از دور ایستاد
  19. بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه مرد گفتش کای امیرالمؤمنین
  20. بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی کَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببین
  21. بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم بار دیگر ما به قصه آمدیم
  22. بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم گفت یا عمر چه حکمت بود و سِر
  23. بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف آن رسول از خود بشد زین یک دو جام
  24. بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت بود بازرگان و او را طوطیی
  25. بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی قصهٔ طوطی جان زین سان بود
  26. بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی چونک تا اقصای هندستان رسید
  27. بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌خور که صاحب‌دل اگر زهری خورد آن انگبین باشد صاحب دل را ندارد آن زیان
  28. بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیه‌السلام کی چه می‌فرمایی اول تو اندازی عصا ساحران در عهد فرعون لعین
  29. بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان کرد بازرگان تجارت را تمام
  30. بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی چون شنید آن مرغ کان طوطی چه کرد
  31. بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن جمله عالم زان غیور آمد که حق
  32. بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر بس دراز است این‌، حدیث خواجه گو
  33. بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده بعد از آنَش از قفس بیرون فکند
  34. بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن یک دو پندش داد طوطی، بی‌نفاق
  35. بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشت‌نمای شدن تن قفس‌شکل است‌، تن شد خار جان
  36. بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
  37. بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان آن شنیدستی که در عهد عمر
  38. بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها گفت پیغامبر که نفحتهای حق
  39. بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست مصطفی روزی به گورستان برفت
  40. بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست» غیب را ابری و آبی دیگرست
  41. بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره گفت پیغامبر ز سرمای بهار
  42. بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود
  43. بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن مطربی کز وی جهان شد پر طرب
  44. بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است آن زمان حق بر عُمَر خوابی گماشت
  45. بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح اُسُتنِ حنّانه از هِجر رسول
  46. بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او سنگها اندر کف بوجهل بود
  47. بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد باز گرد و حال مطرب گوش‌دار
  48. بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق پس عمر گفتش که این زاری تو
  49. بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا گفت پیغامبر که دایم بهر پند
  50. بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت یک خلیفه بود در ایام پیش
  51. بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی یک شب اعرابی‌زنی مر شوی را
  52. بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته بهر این گفتند دانایان بفن
  53. بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر لیک نادر طالب آید کز فروغ
  54. بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن شوی گفتش چند جویی دخل و کشت
  55. بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخن‌ها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد زن برو زد بانگ کای ناموس‌کیش
  56. بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن گفت ای زن تو زنی یا بوالحزن
  57. بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد دید احمد را ابوجهل و بگفت
  58. بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش زن چو دید او را که تند و توسنست
  59. بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل گفت پیغامبر که زن بر عاقلان
  60. بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست مرد زان گفتن پیشمان شد چنان

متن اشعار به نقل از گنجور.