پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درخت

آمد او آنجا و از دور ایستاد

مر عمر را دید و در لرز اوفتاد

هیبتی زان خفته آمد بر رسول

حالتی خوش کرد بر جانش نزول

مهر و هیبت هست ضد همدگر

این دو ضد را دید جمع اندر جگر

گفت با خود من شهان را دیده‌ام

پیش سلطانان مه و بگزیده‌ام

از شهانم هیبت و ترسی نبود

هیبت این مرد هوشم را ربود

رفته‌ام در بیشهٔ شیر و پلنگ

روی من زیشان نگردانید رنگ

بس شدستم در مصاف و کارزار

همچو شیر آن دم که باشد کارزار

بس که خوردم بس زدم زخم گران

دل قوی‌تر بوده‌ام از دیگران

بی‌سلاح این مرد خفته بر زمین

من به هفت اندام لرزان چیست این

هیبت حقست این از خلق نیست

هیبت این مرد صاحب دلق نیست

هر که ترسید از حق او تقوی گزید

ترسد از وی جن و انس و هر که دید

اندرین فکرت به حرمت دست بست

بعد یک ساعت عمر از خواب جست

کرد خدمت مر عمر را و سلام

گفت پیغامبر سلام آنگه کلام

پس علیکش گفت و او را پیش خواند

ایمنش کرد و به پیش خود نشاند

لاتخافوا هست نزل خایفان

هست در خور از برای خایف آن

هر که ترسد مر ورا ایمن کنند

مر دل ترسنده را ساکن کنند

آنک خوفش نیست چون گویی مترس

درس چه‌دهی نیست او محتاج درس

آن دل از جا رفته را دلشاد کرد

خاطر ویرانش را آباد کرد

بعد از آن گفتش سخنهای دقیق

وز صفات پاک حق نعم الرفیق

وز نوازشهای حق ابدال را

تا بداند او مقام و حال را

حال چون جلوه‌ست زان زیبا عروس

وین مقام آن خلوت آمد با عروس

جلوه بیند شاه و غیر شاه نیز

وقت خلوت نیست جز شاه عزیز

جلوه کرده خاص و عامان را عروس

خلوت اندر شاه باشد با عروس

هست بسیار اهل حال از صوفیان

نادرست اهل مقام اندر میان

از منازلهای جانش یاد داد

وز سفرهای روانش یاد داد

وز زمانی کز زمان خالی بدست

وز مقام قدس که اجلالی بدست

وز هوایی کاندرو سیمرغ روح

پیش ازین دیدست پرواز و فتوح

هر یکی پروازش از آفاق بیش

وز امید و نهمت مشتاق بیش

چون عمر اغیاررو را یار یافت

جان او را طالب اسرار یافت

شیخ کامل بود و طالب مشتهی

مرد چابک بود و مرکب درگهی

دید آن مرشد که او ارشاد داشت

تخم پاک اندر زمین پاک کاشت

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنیکَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببین
  2. بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتمبار دیگر ما به قصه آمدیم
  3. بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسمگفت یا عمر چه حکمت بود و سِر
  4. بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوفآن رسول از خود بشد زین یک دو جام
  5. بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارتبود بازرگان و او را طوطیی
  6. بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهیقصهٔ طوطی جان زین سان بود
  7. بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطیچونک تا اقصای هندستان رسید
  8. بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌خور که صاحب‌دل اگر زهری خورد آن انگبین باشدصاحب دل را ندارد آن زیان
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.