پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش

شیر گفتش تو ز اسباب مرض

این سبب گو خاصْ کاینستم غرض

گفت آن شیر اندرین چَه ساکنست

اندرین قلعه ز آفات آمنست

قعر چَه بگزید هر که عاقلست

زانک در خلوت صفاهای دلست

ظلمتِ چَه بِه که ظلمتهای خلق

سَر نبُرد آنکس که گیرد پای خلق

گفت پیش آ زخمم او را قاهرست

تو ببین کان شیر در چَه حاضرست

گفت من سوزیده‌ام زان آتشی

تو مگر اندر بَرِ خویشم کشی

تا به پُشت تو من ای کانِ کرم

چشم بگشایم بِچَه دَر بنگرم

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتادچونک خرگوش از رهایی شاد گشت
  2. بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او راجمع گشتند آن زمان جمله وحوش
  3. بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشویدهین به مُلکِ نوبتی شادی مکن
  4. بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبرای شهان کُشتیم ما خصم برون
  5. بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنهتا عمر آمد ز قیصر یک رسول
  6. بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درختآمد او آنجا و از دور ایستاد
  7. بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنهمرد گفتش کای امیرالمؤمنین
  8. بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنیکَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببین
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.