پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

گر ز تن جانم و از سینه دل آید بیرون

تخم مهرت کیم از آب و گل آید بیرون

گر مرا ریشه جان ز آب و گل آید بیرون

مهر جور تو مبادم ز دل آید بیرون

عشق جرمیست که در روز قیامت از خاک

این گنه هر که ندارد خجل آید بیرون

عهد من گر گسلد یار دلم ممکن نیست

کز کف آن بت پیمان‌گسل آید بیرون

حذر از آه من سوخته جان کن کاتش

بارد ابری که ز دریای دل آید بیرون

هست دنیا چو خرابات که شد هر که در آن

داخل از کرده خود منفعل آید بیرون

چه عجب زین دل پرجوش که چون عقد گهر

اشکم از دیده بهم متصل آید بیرون

کی تواند رهد از قید خودی خود مشتاق

مگر از خویش بامداد دل آید بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳بود روز و شبم تا کی سیاه از دود آه من
  2. شمارهٔ ۲۵۴مکن از حرف دشمن بیوفا ترک وفاداران
  3. شمارهٔ ۲۵۵ای ز جورت دل عشاق به خون غوطه‌زنان
  4. شمارهٔ ۲۵۶حاشا که زنده مانم از جور غیر و جانان
  5. شمارهٔ ۲۵۷خوشاب بزمی که سرخوش از شراب صحبت جانان
  6. شمارهٔ ۲۵۸تا چند بکویش ایستم من
  7. شمارهٔ ۲۵۹از آن تنها کند پرخون دل من
  8. شمارهٔ ۲۶۰زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.