پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۹۷

گر صبر کنم عمر همی باد شود

ور ناله کنم عدو همی شاد شود

شادی عدو نجویم و صبر کنم

شاید که فلک در این میان راد شود

گفتم که چو از بند گشایش باشد

زین بند مگر مرا رهایش باشد

اکنون غم را همی فزایش باشد

آری ملک آن کند که رایش باشد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹۹تا این دل من تو را خریدار آمد
  2. شمارهٔ ۱۰۰تا دل به هوای تو گرفتار آمد
  3. شمارهٔ ۱۰۱سودای تو آتش دلم افزون کرد
  4. شمارهٔ ۱۰۲کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود
  5. شمارهٔ ۱۰۳امّید وصال چون مرا بفریبد
  6. شمارهٔ ۱۰۴هر مرد که لاف زد شدش مردی باد
  7. شمارهٔ ۱۰۵ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد
  8. شمارهٔ ۱۰۶مونس همه شب خیال دلجوی تو بود
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.