پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۶

مونس همه شب خیال دلجوی تو بود

در چنگ نه زلف غالیه بوی تو بود

هر چند شبی سیه تر از موی تو بود

امید به آفتاب چون روی تو بود

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸با من در مهر گرم چون آتش بود
  2. شمارهٔ ۱۰۹چون باره فتح تو به میدان تازد
  3. شمارهٔ ۱۱۰بر عارض نو مشک همی افزاید
  4. شمارهٔ ۱۱۱آنی که ز کبر ما نپسندی مهد
  5. شمارهٔ ۱۱۲در بند تو ای شاه ملکشه باید
  6. شمارهٔ ۱۱۳دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود
  7. شمارهٔ ۱۱۴دوشم چو شب از بنفشه رویی ننمود
  8. شمارهٔ ۱۱۵چون غنچه رهی راز تو در دل دارد
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.