پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۱۵

چون غنچه رهی راز تو در دل دارد

ترسم که غم عشق چنین نگذارد

ور باد شود دیده و باران بارد

چون گل همه اسرار تو بیرون آرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷تیری که بزد چرخ مرا پنهان زد
  2. شمارهٔ ۱۱۸ای شاه جهان جهان شد از داد تو شاد
  3. شمارهٔ ۱۱۹ای شاه شبانگاه تو شبگیر شود
  4. شمارهٔ ۱۲۰تا چرخ مرا به چنگ عشق تو سپرد
  5. شمارهٔ ۱۲۱هنگام گل ار به باغ بلبل نبود
  6. شمارهٔ ۱۲۲هر گه که فلک دل مرا ریش کند
  7. شمارهٔ ۱۲۳گردون همه در بند گرانم دارد
  8. شمارهٔ ۱۲۴شاها ملکا همه ثناگوی تواند
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.