پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۱

سودای تو آتش دلم افزون کرد

نادیدن رویت آب چشمم خون کرد

هر در که لبت در صدف گوشم ریخت

هجران توام ز دیدگان بیرون کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳امّید وصال چون مرا بفریبد
  2. شمارهٔ ۱۰۴هر مرد که لاف زد شدش مردی باد
  3. شمارهٔ ۱۰۵ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد
  4. شمارهٔ ۱۰۶مونس همه شب خیال دلجوی تو بود
  5. شمارهٔ ۱۰۷از باغ طرب گشت گل وصل پدید
  6. شمارهٔ ۱۰۸با من در مهر گرم چون آتش بود
  7. شمارهٔ ۱۰۹چون باره فتح تو به میدان تازد
  8. شمارهٔ ۱۱۰بر عارض نو مشک همی افزاید
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.