پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۶۰ - شکوه از دوری مظفر

ای مظفر فراق یافت ظفر

بر تن من نکرده هیچ نبرد

خنجری ناکشیده در حمله

باره ای نافکنده در ناورد

فرقت خیره روی روبا روی

از منت در ربود مردا مرد

فلک هجر خوی سفله مرا

فرد کرد از من ای بدانش فرد

وصل تابنده را فرو شد روز

هجر تاریک را بر آمد گرد

دل بر توست و با تو خواهد بود

من بی دل چگونه خواهم کرد

بود خواهم ولیک سخت به رنج

زیست خواهم و لیک نیک به درد

بر تن سست کوفته غم سخت

وز دل گرم خاسته دم سرد

چشم من آب روی خواهد برد

روی من آب چشم خواهد خورد

نقش کار فراق پیدا شد

اینک از اشک لعل و چهره زرد

دهر بی شرم چون بخواست نوشت

فرش شادی ما چرا گسترد

چرخ بی رحم چون بخواست برید

شاخ امید من چرا پرورد

ای هنر سنج مهتری که فلک

در فنون فلک چو تو ناورد

دل سپردم تو را به غزنین بر

بر آن دوستان به راه آورد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعدخواجه بوسعد عمدة الملکی
  2. شمارهٔ ۶۳ - ایام شادخواریای بسا شب که تا به روز سپید
  3. شمارهٔ ۶۴ - مدحسرفرازا ز خدمت تا شدم دور
  4. شمارهٔ ۶۵ - خنده جام و گریه شمشیراگر بخندد در دست من قدح نه عجب
  5. شمارهٔ ۶۶ - ثناگریای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر
  6. شمارهٔ ۶۷ - اندرزدر نشیب آمدی مجوی فراز
  7. شمارهٔ ۶۸ - ستایشهمایون باد این فرخنده طارم
  8. شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویشتو ای تن برامش میا و مرو
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.