پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۵۷ - حسب حال

کدام رنج که آن مر مرا نگشت نصیب

کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید

اگر غم دل من جمله عمر می‌بودی

به گیتی اندر بی‌شک بماندمی جاوید

همی بپیچم از رنج چوشوشه زر

همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید

امید نیست مرا گر کسی امید بود

امید منقطع و منقطع امید امید

نگر چگونه بود حال من که در شب و روز

چراغم از مهتابست و آتش از خورشید

سپید گشت به من روی روزگار و کنون

همی سیاه کند روزگارم اینت سپید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۹ - مدح سید محمد ناصرشعر سید محمد ناصر
  2. شمارهٔ ۶۰ - شکوه از دوری مظفرای مظفر فراق یافت ظفر
  3. شمارهٔ ۶۱ - به ابوالفرج نوشتهبوالفرج ای خواجهٔ آزاد مرد
  4. شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعدخواجه بوسعد عمدة الملکی
  5. شمارهٔ ۶۳ - ایام شادخواریای بسا شب که تا به روز سپید
  6. شمارهٔ ۶۴ - مدحسرفرازا ز خدمت تا شدم دور
  7. شمارهٔ ۶۵ - خنده جام و گریه شمشیراگر بخندد در دست من قدح نه عجب
  8. شمارهٔ ۶۶ - ثناگریای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.