پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۵۴ - ستایش پادشاه

ملکا جهان ز عدل تو به نوبهار ماند

کف راد تو بدین ابر زمین نگار ماند

تو بزرگ شهریاری و که دید شهریاری

که ز جمع شهریاران به تو شهریار ماند

تو شکار شیر خواهی و بدان نشاط جویی

که شکار گه ز خون راست به کارزار ماند

چو به حمله باز دست تو به تیغ تیز یازد

همه رزمگه به چشم تو به مرغزار ماند

همه کار ملک مخصوص به کارکرد رایت

همه کارکرد رای تو به روزگار ماند

چو ز آتش شکوه تو جدا شود شراری

دل دشمن تو خواهم که بدان شرار ماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۶ - تهنیت جشن مهرگانخسروا شب‌های عمرت روز باد
  2. شمارهٔ ۵۷ - حسب حالکدام رنج که آن مر مرا نگشت نصیب
  3. شمارهٔ ۵۸ - خیر باد شغل و سفرای خواجه دل تو شادمان باد
  4. شمارهٔ ۵۹ - مدح سید محمد ناصرشعر سید محمد ناصر
  5. شمارهٔ ۶۰ - شکوه از دوری مظفرای مظفر فراق یافت ظفر
  6. شمارهٔ ۶۱ - به ابوالفرج نوشتهبوالفرج ای خواجهٔ آزاد مرد
  7. شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعدخواجه بوسعد عمدة الملکی
  8. شمارهٔ ۶۳ - ایام شادخواریای بسا شب که تا به روز سپید
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.