پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

غزلیات

شمارهٔ ۶

در دل چو خیره خیره کند عشق خار خار

با رنج دیر دیر کند صبر دار دار

در تن خزد ز بویه وصل تو مور مور

در من جهد ز انده هجر تو مار مار

سر در کشم به جامه در از شرم زیر زیر

گریم ز فرقت تو دل آزار زار زار

بر دیده ام چو اشک زند یار تیر تیر

پیچان شوم چنانکه کنم جامه تار تار

آویزدم نظر نظر اندر مژه مژه

از دانه دانه لؤلؤ دیده چو هار هار

تا کی برآزماییم ای دوست نیک نیک

تا چند برگراییم ای یار بار بار

گل گل فتاده بر دو رخ من رده رده

تا تازه تازه در جگرم خست خار خار

غم کم خورم که هست زیانکار خیر خیر

دل خوش کنم که هست جفاکار یار یار

از راهها که هست مخوفست راه راه

وز کارها که هست نه خوبست کار کار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸طعنه زنی که یار کنم دیگر
  2. شمارهٔ ۹ای گشته دل من به هوای تو گرفتار
  3. شمارهٔ ۱۰ای سلسله مشک فکنده به قمر بر
  4. شمارهٔ ۱۱آمد آهسته با کرشمه و ناز
  5. شمارهٔ ۱۲ای می لعل راحت جان باش
  6. شمارهٔ ۱۳در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
  7. شمارهٔ ۱۴بدم دوش با آن نیازی به هم
  8. شمارهٔ ۱۵ - از زبان پادشاهای لعبت و بت و صنم و حور و شاه من
همه‌ی غزلیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.