پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

غزلیات

شمارهٔ ۸

طعنه زنی که یار کنم دیگر

طعنه مزن که من نکنم باور

تو جان و دل ز بهر مرا خواهی

من از دل تو آگهم ای دلبر

جان و جهان من به تو خوش باشد

ای روی تو ز جان و جهان خوشتر

ای طیره گشته از رخ تو لاله

وی شرم خورده از لب تو شکر

شاد آن زمان شوم که تو را بینم

تابان چو ماه و نازان چون عرعر

بگشایی آن دو بسد پر لؤلؤ

بفشانی آن دو چنبر پر عنبر

گاهی ربایم از لب تو بوسه

گاهی ستانم از کف تو ساغر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰ای سلسله مشک فکنده به قمر بر
  2. شمارهٔ ۱۱آمد آهسته با کرشمه و ناز
  3. شمارهٔ ۱۲ای می لعل راحت جان باش
  4. شمارهٔ ۱۳در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
  5. شمارهٔ ۱۴بدم دوش با آن نیازی به هم
  6. شمارهٔ ۱۵ - از زبان پادشاهای لعبت و بت و صنم و حور و شاه من
  7. شمارهٔ ۱۶به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جان
  8. شمارهٔ ۱۷بدرود همی کرد مرا آن صنم من
همه‌ی غزلیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.