پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

بدرود همی کرد مرا آن صنم من

گریان و درآورده مرادست به گردن

از زخم دو کف همچو دلش کردم سینه

ور آب دو دیده چو برش کردم دامن

رنجور شد از بهر من و روی دژم کرد

کز حسرت آن روی دم سرد زدم من

در رویش اثر کرده دم سرد من امروز

چونان که دم گرم در آیینه روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ای ترک ماهروی ندانم کجا شدی
  2. شمارهٔ ۲۰چو مه روی نیکو برآراستی
  3. شمارهٔ ۲۱تابنده ماه باز برآراستی
  4. شمارهٔ ۲۲ای آنکه به رخساره ارغوانی
همه‌ی غزلیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.