پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

بدم دوش با آن نیازی به هم

زده پیشم از بی نیازی علم

همه گوی از روی او لاله رنگ

همه حجره از موی او مشک شم

نشاط اندر آمد ز در چون نسیم

ز روزن برون رفت چون درد و غم

ز شادی رویش بخندید جام

ز اندوه جانم بنالید بم

چو نرگس همه چشم گشتم از آنک

چو لاله همه روی بود آن صنم

بدو گفتم ای کرده جانم غمی

بدو گفتم ای کرده پشتم به خم

نعم از برای چه ناموختی

همه زلف تو پر حروف نعم

به من گفت اینم که بینی همی

نه افزون شوم زینکه هستم نه کم

گزیده ترین عادت من جفاست

ستوده ترین خصلت من ستم

مپیوند با یار بد مهر مهر

مکن پیش معشوقه محتشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جان
  2. شمارهٔ ۱۷بدرود همی کرد مرا آن صنم من
  3. شمارهٔ ۱۸غم بگذرد از من چو به من برگذری تو
  4. شمارهٔ ۱۹ای ترک ماهروی ندانم کجا شدی
  5. شمارهٔ ۲۰چو مه روی نیکو برآراستی
  6. شمارهٔ ۲۱تابنده ماه باز برآراستی
  7. شمارهٔ ۲۲ای آنکه به رخساره ارغوانی
همه‌ی غزلیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.