پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

غزلیات

شمارهٔ ۳

ای نگارین چون تو از خوبان کجاست

نیست کس را آنچه از گیتی تراست

قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک

مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست

تا مرا مهر تو اندر دل نشست

از دل من بیش مهر کس نخاست

ای نگار از طاعت تو چاره نیست

راست گویی خدمت خسرو علاست

شاه مسعود آفتاب داد و دین

آنکه بر شاهان گیتی پادشاست

از نهیبش ماه با رخسار زرد

وز شکوهش چرخ با پشت دوتاست

خسروان را آب حوضش زمزم است

سرکشان را خاک قصرش کیمیاست

شاه گردون همت گردون محل

خسرو دریا دل دریا عطاست

از بقا و عز و دولت شاد باد

تا به گیتی دولت و عز و بقاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵بدان دو عارض چون شیر و آن دو زلف چو قیر
  2. شمارهٔ ۶در دل چو خیره خیره کند عشق خار خار
  3. شمارهٔ ۷مرا روی تو ای نازنین نگار
  4. شمارهٔ ۸طعنه زنی که یار کنم دیگر
  5. شمارهٔ ۹ای گشته دل من به هوای تو گرفتار
  6. شمارهٔ ۱۰ای سلسله مشک فکنده به قمر بر
  7. شمارهٔ ۱۱آمد آهسته با کرشمه و ناز
  8. شمارهٔ ۱۲ای می لعل راحت جان باش
همه‌ی غزلیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.