پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۶۳ - هم در مدیح

ای خواجه دل تو شادمان باد

جان تو همیشه در امان باد

این رای سفر که پیش داری

بر تو به خوشی چو بوستان باد

شادی و سلامتی و رادی

با تو همه ساله همعنان باد

اقبال و جلال و دولت و عز

بر جان و تن تو پاسبان باد

هر جا که روی و بازآیی

دادار تو را نگاهبان باد

شادی و سعادت و سلامت

با تو به حساب همرهان باد

زین شغل و عمل که اندرویی

چونان که تو خواهی آنچنان باد

اعدای تو باد زیر امرت

فرمان تو بر همه روان باد

اقبال نصیب دوستانت

ادبار نصیب دشمنان باد

شغل تو چو رای تو قوی باد

بخت تو چو عمر تو جوان باد

هر چند ز دین تازیانی

عمر تو چو عمر عادیان باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۵ - در ستایش امیر ابونصر فارسیای آن که فلک نصرت الهی
  2. شمارهٔ ۶۶ - در ستایش فضایل خود گویدجاهم چو بکاهد خرد فزاید
  3. شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالفرج و گله از اوبوالفرج ای خواجه آزادمرد
  4. شمارهٔ ۶۸ - در اثبات صانع و بینش خویشجهان را عقل راه کاروان دید
  5. شمارهٔ ۶۹ - شکایت از روزگارروزگاریست سخت بی فریاد
  6. شمارهٔ ۷۰ - شکوه از کجروی زمانهچون منی را فلک بیازارد
  7. شمارهٔ ۷۱ - در مدح ثقة الملک طاهر و شرح گرفتاری خودتا بقا مایه نما باشد
  8. شمارهٔ ۷۲ - در مدح گویدای خداوند رحمت ایزد
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.