پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۷۰ - شکوه از کجروی زمانه

چون منی را فلک بیازارد

خردش بی خرد نینگارد

هر زمانی چو ریگ تشنه ترم

گرچه بر من چو ابر غم بارد

چون بیفسایدم چو مار غمی

بر دل من چو مار بگمارد

تا تنم خاک محنتی نشود

به دگر محنتیش بسپارد

اندر آن تنگیم که وحشت او

جان و دل را همی بیفشارد

راضیم گرچه هول دیدارش

دیده من به خار می خارد

کز نهیبش همی قضا و بلا

بر در او گذشت کم یارد

سقف این سمج من سیاه شبی است

که دو دیده به دوده انبارد

روز هر کس که روزنش بیند

اختری سخت خرد پندارد

گر دو قطره به هم بود باران

جز یکی را به زیر نگذارد

چشم ازو نگسلم که در تنگی

به دلم نیک نسبتی دارد

شعر گویم همی و انده دل

خاطرم جز به شعر نگسارد

این جهان را به نظم شاخ زند

هر چه در باغ طبع من کارد

از فلک تنگدل مشو مسعود

گر فراوان تو را بیازارد

بد میندیش سر چو سرو برآر

گر جهان بر سرت فرود آرد

حق نخفته ست بنگری روزی

که حق تو تمام بگزارد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۲ - در مدح گویدای خداوند رحمت ایزد
  2. شمارهٔ ۷۳ - ستایش ملک ارسلانز سر گیتی پیر بوده جوان شد
  3. شمارهٔ ۷۴ - مدح شهریار و سپاسگزاری از مراحم اوسزد که باش شاها ز ملک خرم و شاد
  4. شمارهٔ ۷۵ - در تهنیت لوا و عهد خلیفه و مدیح ملک ارسلانلوا و عهد خطاب خلیفه بغداد
  5. شمارهٔ ۷۶ - در ثنای بهرامشاهکوس ملک آواز نصرت بر کشید
  6. شمارهٔ ۷۷ - هم در مدح اوتا در جهان مکین و مکان باشد
  7. شمارهٔ ۷۸ - وصف پائیز و مدح سیف الدوله محمودباد خزان روی به بستان نهاد
  8. شمارهٔ ۷۹ - مدح یکی از اکابرای بزرگی که دین و دولت را
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.