پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۶۶ - در ستایش فضایل خود گوید

جاهم چو بکاهد خرد فزاید

کارم چو ببندد سخن گشاید

زینگونه نکوهیده باد از ایزد

آن کس که مرا بر هنر ستاید

آن را که خردمند بود هرگز

زینگونه مذلت کشید باید

آبم که مرا هر خسی بیابد

علکم که مرا هر کسی بخاید

گویی فلک بر جهان که ایدون

هر آتش سزان به من گراید

سفله است بسی جان من که چندین

در تن بکشد رنج و برنیاید

مردم خطر عافیت چه داند

تا بند بلا را نیازماید

ترسم که شود طبع تیره گرچه

زو دیر همی روشنی فزاید

ای پخته نگشته از آتش عقل

امید تو بس خام می نماید

چون دوستی تو نکرد سودم

کی دشمنی تو مرا گزاید

چون عز من و ذل تو نپایست

هم ذل من و عز تو نپاید

گر در دل تو خرد می نمایم

خردست دلت جز چنین نشاید

در آئینه خرد روی مردم

هم خرد چنان آیینه نماید

هر جای که مسعود سعد باشد

کس با او پهلو چگونه ساید

من دانم گفت این و تو ندانی

بلبل داند آنچه می سراید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۸ - در اثبات صانع و بینش خویشجهان را عقل راه کاروان دید
  2. شمارهٔ ۶۹ - شکایت از روزگارروزگاریست سخت بی فریاد
  3. شمارهٔ ۷۰ - شکوه از کجروی زمانهچون منی را فلک بیازارد
  4. شمارهٔ ۷۱ - در مدح ثقة الملک طاهر و شرح گرفتاری خودتا بقا مایه نما باشد
  5. شمارهٔ ۷۲ - در مدح گویدای خداوند رحمت ایزد
  6. شمارهٔ ۷۳ - ستایش ملک ارسلانز سر گیتی پیر بوده جوان شد
  7. شمارهٔ ۷۴ - مدح شهریار و سپاسگزاری از مراحم اوسزد که باش شاها ز ملک خرم و شاد
  8. شمارهٔ ۷۵ - در تهنیت لوا و عهد خلیفه و مدیح ملک ارسلانلوا و عهد خطاب خلیفه بغداد
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.