پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مطلع‌الانوار

بخش ۴ - حکایت زاهد و مزد طاعت

زاهدی از خوان رضا توشه گیر

گشت ز غوغای جهان گوشه‌گیر

شد ز بسی سجدهٔ پنهانیش

خاک زمین صندل پیشانیش

تا به نود سال درین داوری

داشت ز توفیق خدا یاوری

صبح دمی خضر ز خضرای دشت

سوی نهان خانهٔ رازش گذشت

گفت ز علمی که مرا داده‌اند

معرفت هر دو سرا داده‌اند

می نگرم کاین عمل صدق زای

می کنی و می نپذیرد خدای

پیر ز حالت چو گلی بر شگفت

استنم از طرب افشاند و گفت

گر نپذیرد ز من هیچ کس

آنکه نگه می‌کند آنم نه بس

من عمل خویش کنم بنده وار

آن که خدائیست برانم چه کار

خسرو اگر دین طلبی کار کن

طاعت یزدان کن و بسیار کن

ادامه‌ی مطلع‌الانوار

  1. بخش ۶ - گلخنی و آتش عشقگلخنی کرد به شاهی نگاه
  2. بخش ۷ - کینهٔ برادر و مهر دوستاز پی میراث یکی خشم ناک
  3. بخش ۸ - حکایت جوان مردان تشنهکعبه روی چند به گرمای تیز
  4. بخش ۹ - حکایت جوان مردی شیر خدابود یدالله بوغا در مصاف
  5. بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلبداشت شبانی رمه در کوهسار
  6. بخش ۱۱ - حکایت دم زندگانی به حق عیسی(ع)صبح دمی رفت مسیحا به دشت
  7. بخش ۱۲ - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آنباغ در ایام بهاران خوش است
  8. بخش ۱۳ - ختم کتابشکر خدا را که ز فضل خدای
همه‌ی مطلع‌الانوار ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.