پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مطلع‌الانوار

بخش ۸ - حکایت جوان مردان تشنه

کعبه روی چند به گرمای تیز

تشنه فتادند به دشت حجیز

چون به قدم طاقت گامی نماند

خون به حد جرعه به جامی نماند

بر تل تفسیده قضا می‌زدند

ز انده مردن سر و پا می‌زدند

دود اجل خاست ز هر بندشان

بی خودی از پای در افگندشان

ناگه از اطراف بیابان و دشت

ناقه سواری سوی ایشان گذشت

سوزش‌شان دید درونش بسوخت

از تف هر سوخته خونش بسوخت

گریه‌کنان آمد از اشتر فرود

بر سر هر تشنه روان کرد رود

شربتی از مطهره در طاس ریخت

زانچه خضر در لب الیاس ریخت

پیش یکی برد که این را بگیر

چشمهٔ حیوان خور و تشنه ممیر

او طرفی کرد اشارت به یار

کوست ز من تشنه تر او را سپار

چون سوی آن برد چنان کوثری

کرد روان او به سوی دیگری

جست چنان هر یک از ایثار خویش

مرگ خود و زندگی یار خویش

دور چو ساقی ز سر آغاز کرد

چشم حریفان قدری باز کرد

مست نخستین که نخورد آن شراب

گشت مزاج از سکراتش خراب

خواجه صلا گفت و جوابش نبود

خاک شد آن تشنه که آبش نبود

بر دگران برد چو آن آب سرد

آن همه را نیز نماند آب خورد

آب نزد کاتش‌شان مرده بود

جان ز میان زحمت خود برده بود

شربت خود خورد نف از دل نشاند

و آنچه ز لب خورد ز مژگان فشاند

ماند به حیرت ز چنان مردیی

کاینست جداگانه جوان مردیی

هست جوان مرد درم صد هزار

کار چو با جان فتد آنجاست کار

ای که نداری روش آن سران

چند چو خسرو صفت دیگران

ادامه‌ی مطلع‌الانوار

  1. بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلبداشت شبانی رمه در کوهسار
  2. بخش ۱۱ - حکایت دم زندگانی به حق عیسی(ع)صبح دمی رفت مسیحا به دشت
  3. بخش ۱۲ - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آنباغ در ایام بهاران خوش است
  4. بخش ۱۳ - ختم کتابشکر خدا را که ز فضل خدای
  5. بخش ۱۴ - آخرین ابیاتیارب از آیین صواب خودم
همه‌ی مطلع‌الانوار ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.