پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مطلع‌الانوار

بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلب

داشت شبانی رمه در کوهسار

پیر و جوان گشته ازو شیر خوار

شیر که از بز به سبو ریختی

آب در آن شیر درآمیختی

بردی از آن آب ملمع به شیر

نقرهٔ چون شیر ز برنا و پیر

روزی که آن کوه به صحرای خاک

سیل درآمد رمه را برد پاک

آنکه جهان سوختهٔ شیر کرد

سوخته شد ناگه از آن شیر سرد

شیر خنک از تف و تابش بسوخت

جملهٔ آن شیر ز آبش بسوخت

خواجه چو شد با غم و آزار خفت

کارشناسیش در آن کار گفت

کان همه آب تو که در شیر بود

شد همه سیل و رمه را در ربود

مرد شبان زان سخن آمد ستوه

ماند سرافگنده چو سیلاب کوه

خسرو اگر دین طلبی از خدای

زین دل خاین به دیانت گرای

ادامه‌ی مطلع‌الانوار

  1. بخش ۱۲ - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آنباغ در ایام بهاران خوش است
  2. بخش ۱۳ - ختم کتابشکر خدا را که ز فضل خدای
  3. بخش ۱۴ - آخرین ابیاتیارب از آیین صواب خودم
همه‌ی مطلع‌الانوار ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.