پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مطلع‌الانوار

بخش ۳ - وصف سخن

هر چه درین چره کهن ساختند

قالبی از بهر سخن ساختند

لیک نیفتاد به روی ز می

قالب این سکه به از آدمی

زنده به جز آدمیان نیست کس

کادمی از ناطقه زنده است و بس

پس چو چنین است سخن جان ماست

وانکه بد و زنده بود زان ماست

این خرد و نطق که زان تواند

هر دو به هم شیرهٔ جان تواند

گر به خرد گنج نهان داده‌اند

لیک کلیدش به زبان داده‌اند

ادامه‌ی مطلع‌الانوار

  1. بخش ۵ - عشقچون تن آدم ز گل آراستند
  2. بخش ۶ - گلخنی و آتش عشقگلخنی کرد به شاهی نگاه
  3. بخش ۷ - کینهٔ برادر و مهر دوستاز پی میراث یکی خشم ناک
  4. بخش ۸ - حکایت جوان مردان تشنهکعبه روی چند به گرمای تیز
  5. بخش ۹ - حکایت جوان مردی شیر خدابود یدالله بوغا در مصاف
  6. بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلبداشت شبانی رمه در کوهسار
  7. بخش ۱۱ - حکایت دم زندگانی به حق عیسی(ع)صبح دمی رفت مسیحا به دشت
  8. بخش ۱۲ - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آنباغ در ایام بهاران خوش است
همه‌ی مطلع‌الانوار ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.